محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
53
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
همه رمح خطى به كف چون شهاب * بر آورده چون برق تيغ از قراب عنان ريز شد سوى دشمن روان * برو ريخت مانند سيل دمان و شروانيان سراسيمه و مضطرب تا بتسويهء صفوف مىپرداختند كه آن سيل جماعت بطريق ابر بهار بر آن خيل تيره روزگار گذشته ، در يك آب خوردن گرد از نهاد ايشان برآورده از بيخ و بنياد انداختند و تا موازى چهار صد نفر از آن قوم بداختر معروض تيغ و سنان گرديده ، كاوس را ناموس دامنگير گشته « 1 » لحظهاى پاى ثبات و قرار استوار داشت ، اما خرمن خس و خاشاك در برابر باد صرصر و تودهء خاك در پيش سيل پر خطر چه نمايد و چگونه پايد ؟ لا جرم عنان اصطبار بدست اضطرار داده كاوس بامعدودى چند ، قرين دريغ و افسوس با كمال ملال و عبوس ، فرار بر قرار اختيار نمود و سپاه منصور سرهاى پر - غرور آن [ 30 ] گروه مقهور را از بدن مكروه ايشان بازكرده با غنائم موفور و اموال غير محصور در كمال بهجت و سرور بدرگاه جهان پناه ارسال داشته منظور پادشاه ربع معمور گرديد . و چون بعضى اوضاع و اطوار جناب آصف جاه ميرزا شكر اللّه موافق طبع پادشاه مطاع نبود ، در بيست و ششم ماه مذكور ميرزا سلمان جابرى كه در ايام جهانبانى شاه دين پناه بمنصب نظارت بيوتات سركار خاصهء پادشاهى سرافراز بود ، رشحهاى از بحر التفات خاطر خسروانه و لمعهاى از اشراقات ضمير بيضا نظير پادشاهانه شامل حال و كافل چمن آمال او گرديده بمنصب عالى مراتب وزارت خاصهء همايون سر اعتبارش باوج مباهات و افتخار برافراشت و ميرزا سلمان كه ظاهر حالش بحليهء فضيلت صورى و معنوى آراسته بود و باطن خير مآلش بزيور حالات و اوصاف حميده و اصناف كمالات پسنديده پيراسته ميبود بوفوز مرحمت و عاطفت پادشاهى مستظهر بوده بدلى قوى و املى فسيح بر سرير
--> ( 1 ) - م : شده .